شروع امتحانات و شروع تشنج های آنیتا
از زمانی که امتحانای من شروع شد ،تشنج های آنیتا هم شروع شد باورم نمیشد دوباره خسته بودم نمیتونستم تمرکز کنم امتحانارو که حسابی خراب کردم فکر کنم فقط در حد قبولی بشه و با چه استرس و سختی گذروندم دوباره تماس های من با دکتر حسینی شروع شد دوباره رژیم کتوژنیک دوباره پرش موقع خواب دوباره دلتنگی و غصه های من کافی بود .... کافی بود یکی زنگ بزنه یا مسج بده حالم رو بپرسه دوباره اشک های من بود و چهره بهم ریخته آنیتا اما این بار نگرانی من برای کودکی بود که در درونم پرورش میابد به او هم فکر میکردم به شهرام هم فکر میکردم تا چندروز بهش نگفتم و وقتی تو وایبر برای عن...


